روز پنشنبه 19 مهرماه 97 جلسه بلند خوانی کتاب شهید حسین خرازی نوشته اصغر فکور از انتشارات مدرسه با حضور چند تن از اعضا در محل کتابخانه امام حسین(ع) برگزار شد.
در ابتدای جلسه خلاصه ای از زندگینامه شهید و بیانات رهبر عزیزمان در مورد شهید گفته شد و سپس چند خاطره از شهید که درکتاب آمده توسط یکایک اعضابلند خوانی شد.
شهید حسین خرازی در سال 1336 ه.ش. در یکی از محلههای مستضعف نشین شهر شهید پروراصفهان بنام کوی کلم، در خانوادهای آگاه، متقی و با ایمان بدنیا آمد و در سال 1358 به جبهه های دفاع مقدس راه یافت و سمت فرمانده تیپ امام حسین(ع) را برعهده داشت.و طی چند سال حضور در جبهه ها درسال 1365 به درجه رفیع شهادت در عملیات کربلای 5 نائل گردید.رهبر معظم انقلاب درباره این شهید بزرگوار فرمودند:او سردار رشید اسلام و پرچمدار جهاد و شهادت بود که با ذخیرهای از ایمان و تقوا و جهاد و تلاش شبانهروزی برای خدا و نبرد بیامان با دشمنان اسلام، در آسمان شهادت پرواز کرد و بر آستان رحمت الهی فرود آمد و به لقاءالله پیوست.هدف نویسنده از تالیف این کتاب که دارای مجموعه ای است که زندگینامه ی مشاهیر و شخصیت های معاصر صد سال اخیر را شامل می شود ، آشنا کردن نسل نوجوان و جوان با زندگی پرفروغ چهره های درخشان عصر حاضر است: چهره هایی که هر یک در روزگاری ، عطر و بوی خاصی را در فضای میهن پراکنده اند و در پربار کردن فرهنگ و تمدن این مرز و بوم نقش بسزایی داشته اند.
وصیت نامه شهید مرتضی بصیری پور خطاب به پدر و مادر و فرزندعزیزش»
بسمه تعالی
خدمت پدر و مادر عزیزم؛
بنده را امیدوارم که حلال کنید که شاید و بدون شاید پسر خوبی برایتان نبوده ام.
اگر احتیاطا برایم اتفاقی افتاد بدانید که به هیچ عنوان نباید برایم ناراحت باشید زیرا که اگر ان شاءالله به مقام شهدا که البته بس مقامی است بزرگ برسم خداوند به من لطف کرده است.
و بدانید که شهدا زنده اند.
از طرف اینجانب مرتضی بصیری پور خدمت پسرم، عزیزم، طاها بصیری پور.
الان که این نامه را برای جنابعالی می نویسم، شب سفرم به سوریه می باشد.
ممکن است که بنده با این سفر دیگر برگشت نداشته باشم. از جنابعالی خواهش دارم مواظب قلب من یعنی مادرت باشی و بدانی که نباید ایشان را آزرده خاطر کنی و بدانی که بنده در همه حال پیش شما هستم؛ ان شاءالله.
در ضمن بدان که خیلی دوستت دارم پسرک گلم.
ان شاءالله همیشه موفق و پیروز و سرفراز و پایدار باشید.
دومین نشست کتاب خوان مدرسه ای روستای بورنگ همزمان با هفته ملی کودک درتاریخ 18 /07/97 در بستان شهید کلانتری روستا برگزار شد.
در این نشست شش نفر از دانش آموزان به ارائه کتابهایی که قبلاً خوانده بودند پرداختند که به شرح ذیل می باشد:
«سپید دندان »نوشته جک لندن از انتشارات توسن/ارائه توسط : زینب یاری (دانش آموز)، «جک و لوبیای سحرآمیز» نوشته کورالین بردشاو از انتشارات تحول / ارائه توسط: زهرا صادقی (دانش آموز)، «اتوبوس جادویی و سفر به دنیای برق» نوشته جوانا کول از انتشارات سبز اندیشان/ ارائه توسط: الهه قیاسی (دانش آموز ) ،« مرده ای که زنده شد» نوشته فرهاد حسن زاده از انتشارات آفتاب اندیشه / ارائه توسط: محدثه شبان (دانش آموز)، «ماجراهای تام سایر» نوشته مارک تواین از انتشارات آفرینگان/ ارائه توسط: محدثه یعقوبی (دانش آموز)، «پیامبر و قصه هایش » نوشته غلامرضا حیدری ابهری از انتشارات جمال/ ارائه توسط : مهدیه دادی (دانش آموز ).
همزمان با هفته ملی کودک کتاب دوستان کاغذی نوشته ناهید رحیمی و از انتشارات براق برای کودکان پیش دبستانی روستای بورنگ معرفی شد.
علی کوچولو
به همراه مادرش به کتاب فروشی رفت و به یکباره در آنجا دوستان جدیدی پیدا کرد.
دوستانی که درباره همه چیز اطلاع دارند اعم از زندگی حیوانات، دیگر موجودات و…
علی کوچولو راغب شد تا درباره آن ها بیشتر بداند، بنابراین کتاب خرید تا به کمک
مادرش آن ها را بخواند و او نیز علم و اطلاعاتش بالا رود. سفر به دنیای کتاب ها
برای علی کوچولو لذت بخش است، با معرفی این کتاب کودکان یاد می گیرند که برای
افزایش اطلاعات وپاسخ به همه سوالاتشان می توانند با مطالعه کتاب به ان دست
یابندهدف نویسنده از نگارش این کتاب ترغیب کودکان به مطالعه و خرید کتاب به عنوان
جزئی از سبد خرید خانگی آنهاست.
همزمان با هفته ملی کودک روز دوشنبه مورخ 97/7/16 کتاب چه کسی قوی تر است؟ نوشته داوود غفارزادگان و از انتشارات سوره مهر در مهد گلهای روستا قصه خوانی شد.
یکی بود، یکی نبود. در روزگاران گذشته، پیرزنی بود خوب و مهربان
که از مال دنیا فقط یک بز داشت. بزِ پیرزن شاخ های بلند و تیزی داشت و اگر غریبه
ای نزدیکش می شد، سُم بر زمین می کوبید و فراری اش می داد.
پیرزن فکر می کرد بز او، قوی ترین بز دنیاست. یک روز زمستان، که
هوا خوب و آفتابی بود، پیرزن بزش را سرِ چشمه برد تا آبش بدهد. بز با دیدن هوای
آزاد، شروع کرد به جست و خیز و دویدن.
پیرزن هر چه کرد، نتوانست بز را بگیرد. از بد روزگار، همانطور
که بز داشت روی برف ها و یخ ها، بالا و پا یین می پرید، سُر خورد و افتاد، پایش
شکست. پیرزن شروع کرد به آه و ناله. با عصانیت پا کوبید روی یخ و گفت «ای یخ سرد و
سیاهی، تو چه قدر پر زور و قوی هست»
روزیکشنبه مورخ 97/7/15 جلسه نقاشی با موضوع روز روستا و عشایر در محل کتابخانه برگزار گردید.
با برگزاری این جلسه کودکان متوجه شدند که در تقویم کشورمان به منظور ارج نهادن به روستائیان عزیز و فرهنگ روستایی 15 مهر به نام « روز ملی روستا و عشایر» نامگذاری شده است.
در مقدمه ی کنوانسیون حقوق کودک آمده است : کودک باید در فضایی سرشار از خوشبختی و محبت و تفاهم بزرگ شود.
آسیب پذیرترین گروه در جامعه کودکان هستند. کودکانی که خود خالق زیباترین احساسات در زندگی انسان ها هستند و اگر کودکان نبودند شکوفه های زندگی به بهار نمی رسیدند. بهتر است برای این عضو مهم و موثر خانواده ارزش زیادی قائل بود چون شخصیت بزرگسالی آنها در دوران کودکی توسط ما ساخته می شود و خود تربیت کننده ی نسلی دیگر است.
نامگذاری هفته ملی کودک
پدر و مادر تمام نیازهای کودکان اعم از مادی و معنوی را تامین می کنند. تامین اساسی ترین نیازهای کودک مانند نیاز به غذا، پوشاک، تعلیم و تربیت، احترام به کودک و عاطفه انسانی یادآور خاطرات کودکی و روزهای شاد و آرام می شود. بیایید هفته ملی کودک (20-14 مهرماه) را ارج نهیم و با شعار «آینده را باید ساخت» در ساختن آینده ای بهتر برای کودکانمان قدم برداریم.
در سال 1986 در چنین روزی 2 تن از دانش آموزان 9 ساله آتاتوری در نیویورک با نگارش نامه ای از همه بچه های دنیا خواستند که با هم روزی را به صلح اختصاص دهند و به همین خاطر این روز با این عنوان نامگذاری شده است و گرنه در کشورهای مختلف هر کدام برای این روز تاریخ مشخصی دارند.
کودک و محبت
کودک برای پدر و مادر هم کودکی می آورد. وقتی با کودک بازی می کنید باعث شخصیت دادن به آن می شوید و حتی خود نیز به دوران کودکی خود برمی گردید. برایش قصه بخوانید، شعر بخوانید، از او بخواهید که شما را همراهی کند. وقت زیادی از شما نمی گیرد ولی حس محبت، حضور در جمع و … را برای او فراهم می کنید و فرزندتان راحت تر در اجتماع ظاهر می شود. همچنین با برنامه ریزی برای کلاس های ورزشی مناسب سن کودکتان؛ استقامت، تعادل، چابکی، هماهنگی و قدرت در بدنش را بالا ببرید.